السيد حامد النقوي (مترجم: نادري)

38

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى)

رباح مىگويد : از ابن جريج دربارهء تفسير پرسشى كردم ، پس مرا پاسخ گفت . گفتمش : معمر اين گونه پاسخ داده است ؛ گفت : هر آينه ، معمر از دانش به اندازهء سيراب شدن ، نوشيده است . معمر گفته است : در چهارده سالگى ، به مجلس قتاده مىرفتم و در نزد وى مىنشستم ؛ حديثى از وى نمىشنيدم ، مگر آنكه ، گويا آن حديث ، پيشتر در سينه‌ام جاى گرفته بود . من همراه با كودكان ، در حالى كه نوجوانى بودم ، به تشييع جنازهء حسن بصرى رفتم و طلب علم را از سال مرگ حسن ، آغاز كردم . على بن مدينى گفته است : نيك انديشيدم ، دريافتم كه اسناد احاديث بر محور شش نفر مىگردد ؛ بصريان آنها عبارت‌اند از : شعبه ، سعيد بن ابىعروبه ، حمّاد بن سلمه و هم‌پيمان قبيلهء حدّان ، ابوعروه معمر بن راشد . معمر در سال 154 هجرى در يمن در گذشته است . ابوحاتم رازى مىگويد : اسناد احاديث به شش نفر مىانجامد كه معمر همهء ايشان را درك كرده و از آنان ، رواياتى نوشته است . كسى جز معمر را نمىشناسم كه داراى اين ويژگى باشد . اينان عبارت‌اند از : از حجاز : زهرى و عمرو بن دينار ، از كوفه : ابو اسحاق و اعمش ، از بصره : قتاده و از يمامه : يحيى بن ابىكثير . احمد بن حنبل گفته است : هيچ كس را با معمر نمىسنجى ، مگر آنكه معمر را از او دانشجوتر مىيابى . « 1 » 2 . نووى : امام و محدّث نامى معمر بن راشد : نام وى در مواضعى از « المختصر » ياد شده است . . . او يار و همراه زهرى و استاد عبدالرزّاق است . ابن معين گفته است : معمر در ثبت احاديث زهرى ، بر ابن عُيَيْنَه برترى دارد . برترين مردمان در ثبت احاديث زهرى ، مالك و معمر و يونس‌اند . احمد بن عبداللَّه گفته است : معمر در صنعاى يمن سكونت گزيد و در آنجا ازدواج كرد . سفيان به سوى او كوچيد و در آنجا از وى حديث شنيد . معمر نيز از

--> ( 1 ) . الانساب : « المهلّبيّ » .